السيد الطباطبائي
161
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
از اين روى با رعايت عدد مصاحف پنجگانه كه عثمان به شهرهاى مكه و مدينه و كوفه و بصره و شام فرستاده بود از اين پنج شهر پنج قارى انتخاب كرده قرائتشان را معمول داشتند . چنان كه ابنجبير در كتابى كه مانند ابنمجاهد در قرائات نوشته از قراء سبعه فقط پنج نفر را از پنج شهر ذكر نموده است . و پس از آن ابنمجاهد و ديگران به خبر ديگرى كه به موجب آن عثمان دو مصحف ديگر به يمن و بحرين فرستاده ( و عدد مصاحف عثمانى هفت تاست ) اعتنا كرده هفت نفر از قراء را انتخاب نمودند . و چون از مصحفهايى كه به يمن و بحرين فرستاده شده خبرى در دست نيست دو نفر از قراء كوفه را براى تكميل عدد تعيين نموده به پنج نفر سابق علاوه كردند و بدينترتيب عدد قراء هفت شد . از طرفى نيز تصادفاً اين عدد با عددى كه در روايت نبوى « نزل القرآن على سبعة احرف » ذكر شده مطابقت پيدا كرد و به دست كسانى افتاد كه از اصل قضيه بىاطلاع بودند ناچار گمان بردند كه مراد از هفت حرف كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده همان هفت قرائت مىباشد . و به هر حال قرائت قابل اعتماد آن است كه سند روايتش صحيح و با قواعد عربيت موافق و با رسم خط مصحف مطابق باشد ( تمام شد كلام مكى ) . و قراب « 1 » در مثانى گويد : در اين كه « بايد به قرائت هفت نفر از قراء تمسك بجوييم نه ديگران » نه اثرى هست و نه سنتى بلكه بعضى از متأخرين اين هفت قرائت را جمعآورى كردند و انتشار پيدا كرد ، آن گاه اين توهم پيش آمد كه غير آنها را نمىشود خواند در حالى كه كسى چنين سخنى نگفته است .
--> ( 1 ) . الاتقان ، ج 1 ، ص 83